می بينم صورتمو تو آينه با لبی خسته می پرسم از خودم این غریبه کیه از من چی می خواد ؟ اون به من یا من به اون خیره شدم باورم نمیشه هر چی می بینم چشامو یه لحظه رو هم می ذارم به خودم میگم که این صورتکه می تونم از صورتم ورش دارم می کشم دستمو روی صورتم هر چی باید بدونم دستم می گه منو توی آینه نشون میده میگه این تویی نه هیچکس دیگه جای پاهای تموم قصه هام رنگ غربت تو تموم لحظه هام مونده روی صورتت تا بدونی حالا امروز چی ازت مونده به جا آینه می گه تو همونی که یه روز می خواستی خورشیدو با دست بگیری ولی امروز شهر ...
اسم حسین نقل همه مجلس هاست !
سلاموقتی که دستای باد ، قفس مرغ گرفتارو شکست ، شوق پرواز رو نداشت وقتی که چلچله ها ، خبر فصل بهارو می دادن ، عشق آواز و نداشت . از طرفی کلاغ های گرسنه بهش حمله کرده بودند و وقتی برای نجات جانش از دست کلاغ ها پرید توی جوب آب ، گربه های محل به سمتش دویدند ! چقدر برایم سخت بود دیدن ترس در چشمان معصوم و بی گنار یک پرنده .اما برایم دردناک تر بود که وقتی به قصد نجات من هم به سمتش رفتم او از من هم فرار کرد و ... .فرار کرد و ...
سلامخوبین ؟بلاخره من هم لینوکسی شدم !!!محیط جالبی داره ! ولی خب چون به ویندوز عادت کردم یه ذره اولش سختهجا می افته ! عیب ندارهتوصیه می کنم برای امتحان هم که شده یه لینوکس نصب کنید همینفعلا یا حق
سلامامروزم یه روز مثل بقیه ی روزا !!!من طلوع الشمس الی غروبها پای سیستم !!!هی برنامه نوشتم و نوشتم و نوشتمنمی دونم چرا هر چی می نویسم تموم نمی شه .این روزا بنا به دلایلی یه ذره گیجم ، فکرم مشغوله ! یه سری سوال فکرم رو مشغول کرده !مثلا : چرا وقتی که آدم تنها می شه ، غم و غصش قد یک دنیا می شه ؟!؟یا اینکه پشه ها روزا کجا می رن ؟!؟یا اینکه اول مرغ بوده یا تخم مرغ !ولی جدی ! خارج از شوخی این روزا خیلی گیجمتا بعد


