سلام یه منبع آگاه اعلام کرد که علیرضا داره تحرکات مشکوکی رو در منطقه انجام می ده :دی ! برای همین خواستم در جهت شفاف سازی و پرده برداری از تحرکات این موجود اینترنتی :دی مصاحبه ای رو با ایشون داشته باشم ! یک جمله به علیرضا : ممنون علی جان که به سوالام جواب دادی . بدون هیچ تغییری (حتی غلط هایی املاییت رو درست نمی کنم :دی) اونا رو اینجا منتشر می کنم . با چند تا سوال عمومي شروع مي کنم : س : چي شد که برنامه نويس شدي ؟ ج : کي گفته من برنامه نويسم؟ نکنه شما هم گول ...
چه ماجرایی شد این وبلاگ نویسی ما . سال 81 روی پرشین بلاگ . بعد پارسی بلاگ ، بعد از اون میهن بلاگ . الانم که روی هاست شخصی . یه روز هک می شم . باز صبح روز دیگه وبلاگ رو بالا میارم . باز همه ی اینا به کنار سیستمم رو عوض می کنم . اینجوریاست دیگه ! تقصیر علیرضا شد دیگه ! (قابل توجه تیم مووبل تایپ فارسی) . بله همین علیرضا بود که منو اغفال کرد گفت بیا برو روی ورد پرس . تازه بهم پیشنهاد داد برام قالب هم طراحی می کنه . اما می بینید که هنوز روی قالب آماده می ...
سلامتوی گودر داشتم مطالب Share شده ملت رو می خوندم که به آیتم های Share شده ی امین ثابتی عزیز رسیدم !بعضا مطالب جالبی رو به اشتراک می زاره . داشتم می خوندم که نا گهان (با توجه به تعصب شدیدم به پی اچ پی ) عنوان مطلبی از وبلاگ علیرضا شیرازی اعصابم رو ریخت بهم .عنوان این بود : توسعه زبان PHP توسط اسرائیلیهابا اینکه مطالب طولانی و حتی نسبتا طولانی رو نمی خونم ، این مطلب رو کامل خوندم . ایشون اشاره کرده بودن که صاحب امتیاز های پی اچ پی دو اسرائیلی هستند و شرکت Zend که ...
اي مه من اي بت چين اي صنم لاله رخ و زهره جبين اي صنم تا به تو دادم دل و دين اي صنم بر همه كس گشته يقين اي صنم من زتو دوري نتوانم ديگر جانم وز تو صبوري نتوانم ديگر بيا حبيبم بيا طبيبم بيا حبيبم بيا طبيبم هر كه ترا ديده زخود دل بريد رفته زخود تا كه رخت را بديد تير غمت چون به دل من رسيد همچو بگفتم كه همه كس شنيد من ز تو دوري نتوانم ديگر جانم وز تو صبوري نتوانم ديگر بيا حبيبم بيا طبيبم بيا حبيبم بيا طبيبم اي نفس ...
سرشارم امشب از غزل ، سرشارم امشب بيدارم امشب تا سحر ، بيدارم امشب اشك است و لبخند و گل و آيينه بازي پرواز آهي ، نغمه اي ، راز و نيازي امشب گرفته گريه ها دست دلم را دريا كمك كن تا بيابم ساحلم را ذوق شكفتن در دلم سر مي كشد باز مرغ اميدم در افق پر مي كشد باز در كوچه ي نور و صدا ره مي سپارم امشب اگر مر گم رسد حرفي ندارم امشب گرفته گريه ها دست دلم را دريا كمك كن تا بيابم ساحلم را


