دستنوشته های پراکنده یک برنامه نویس » » پای صحبت های علیرضا


سلام
یه منبع آگاه اعلام کرد که علیرضا داره تحرکات مشکوکی رو در منطقه انجام می ده :دی ! برای همین خواستم در جهت شفاف سازی و پرده برداری از تحرکات این موجود اینترنتی :دی مصاحبه ای رو با ایشون داشته باشم !
یک جمله به علیرضا : ممنون علی جان که به سوالام جواب دادی . بدون هیچ تغییری (حتی غلط هایی املاییت رو درست نمی کنم :دی) اونا رو اینجا منتشر می کنم .

مرتضیعلیرضا جمال زاده

با چند تا سوال عمومی شروع می کنم :

س : چی شد که برنامه نویس شدی ؟
ج : کی گفته من برنامه نویسم؟ نکنه شما هم گول اون جمله ی کذایی ِ هدر وبلاگم رو خوردی؟ :دی
س : چی شد که وبلاگ نویس شدی ؟
ج : همین که فهمیدم آدم میتونه کلی حرف برای گفتن داشته باشه، وبلاگ زدم :) س : به چه زبون هایی برنامه نویسی می کنی ؟
ج : بازم که شما گفتی برنامه نویس!!! ولی خب زبون وی بی رو همچین یکم بلدم. الان فقط رو پی اچ پی زوم کردم تا خدا چی بخواد :) س : چه زبونی رو دوست داری یاد بگیری ؟
ج : رابی آن ریلز رو خیلی دوست دارم :)
حالا چند تا سوال نیمه تخصصی :

س : شنیدم می خوای از بلاگ سرویس ورد پرس کوچ کنی ؟ راسته ؟ چرا ؟
ج : ئههههه شما از کجا فهمیدی؟ :دی راسته تقریبا! چراش رو تو سوال بعدی میگم :دی
س :  اینجا گفته بودی حوصله ی درد سر های هاست شخصی رو برای وبلاگ شخصی نداری ؟ چی شد که تصمیمت عوض شد ؟
ج : آره هنوزم میگم. اما الان چندتا مورد هست. اولی اینکه خب وردپرس دات کام فیل تره و باید بلانصبت شما جون بدی تا وارد داشبوردت بشی دو کلام بنویسی. این از این. مورد بعدی هم اینکه خب میخوام یکم از فضای شخصی دور بشم  بیام سمت آی تی نویسی.
س : قالب وبلاگت همینی که الان هست خواهد بود یا با یه طرح جدید ما رو سوپرایز می کنی ؟
ج : فعلا برای موقت یه پوسته ی آماده می بینین رو وبلاگ تا پوسته ای که خودم دارم طراحی میکنم آماده بشه و مطمئن هستم که همتون کف می کنین :))))))))))))))))
س : ما نفهمیدیم بلاخره علیرضا گرافیسته یا برنامه نویس ! توضیح بده لطفا ؟
ج : برنامه نویس نیستم :) گرافیست هم نمیتونم بگم هستم. آماتوری بیش نیستم :)
چند تا سوال شخصی :

س : اینجا گفته بودی که بلاخره یه روزی همه ی وبلاگ نویسا رو دعوت می کنی خونه تون و غذا های تند و شمالی برامون می پزی ! پس چی شد ؟ اون روزی کی می رسه ؟
ج : تاحالا دیدی یه نفر با قاطعیت تمام بگه شِکر خوردم؟ :)))))))))))))))
س : فکر می کنی بتونی توی فلفل خوردن روی من رو کم کنی ؟ (گمون نکنم !)
ج : پس چی :دی
س : می گن اخیرا مجهز به اینترنت پر ! سرعت شدی ؟ درسته ؟ راضی هستی ؟ از مسولین چه درخواستی داری ؟
ج : بله بله :دی از مسئولین درخواست دارم یه اینترنت پر سرعت نامحدود رایگان در اختیارم بذارن. قول میدم فرار مغزها نشم :)))))

و چند سوال سیاسی :دی :

س : برای راه اندازی وبلاگت از چه سیستم مدیریت محتوایی استفاده می کنی ؟

ج : روم به دیوار وردپرس :دی

س : سایت شخصیت رو روی کدوم سرور راه اندازی کردی ؟
ج : سرور امین تبریزی که به نظرم اصلا آدم نیست!! فرشته ست :)
و به عنوان آخرین سوال :

س : نظرت راجع به سوالا چی بود ؟
ج : عالی. بازم ا این کارا بکن دوست دارم :دی

خب چون علیرضای عزیز سرش شلوغه و در حال نصب و طراحی ورد پرس روی هاستش هست بیشتر از این سوالات رو طولانی نکردم !

شاید مصاحبه ی بعدی با شما باشه ! منتظر باشید .

موفق باشید

نوشته شده توسط مرتضی | در ۲۹م ,دی, ۱۳۸۷ | ۱۰ دیدگاه
طبقه بندی: حرف های دوستانه, روزنوشت, طنز
برچسب ها: , , , , , ,

تا حالا ۱۰ نفر نظر دادند ، نظر شما چیه ؟
علیرضا

۲۹م ,دی, ۱۳۸۷ در ۲:۱۹ ق.ظ

مرسی مرتضی جان :) پاک شرمنده م کردی…
البته این رو هم بگم که هنوزم سر اون قولی که دادم هستم و خلاصه نهاره رو میدم. نترسین :دی

پاسخ

حدیثه

۲۹م ,دی, ۱۳۸۷ در ۸:۵۸ ق.ظ

چت بود اینا دیگه اره؟ : ))))))
بی صبرانه منتظرم بری رو هاست جدید خاله جان.

- مرسی مرتضی ^_^

پاسخ

مرتضی

۲۹م ,دی, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۰ ق.ظ

سلام
نه ، چت نبود !!! من یه تعداد سوال طراحی کردم و دادم به علیرضا و اونم لطف کرد و جواب داد و منم منتشر کردم ! منم بی صبرانه منتظرم .
خواهش

پاسخ

مرتضی Reply:

خواهش علی جان :) دشمنت شرمنده !
اون که حتما ! شک نکن شمال بیام ، میام سر وقتت ! شک نکن :دی
در ضمن فکر نکنم بتونی به اندازه ی من فلفل بخوری ;) موفق باشی

پاسخ

amin tabrizi

۳م ,بهمن, ۱۳۸۷ در ۵:۵۹ ب.ظ

جالبه به من میگه فرشته من موندم چرا این جنسای مخالف این فرشترو دوست ندارن :دی

پاسخ

آرش

۷م ,بهمن, ۱۳۸۷ در ۹:۰۵ ق.ظ

بسی جالب بود.
ممنون از هر ۲ شما عزیزان هم مرتضی هم علیرضا.
موفق باشید ;)

پاسخ

مرتضی

۷م ,بهمن, ۱۳۸۷ در ۱:۱۶ ب.ظ

سلام آرش جان .
خیلی خوش اومدی .
انشا الله یه دفعه با شما مصاحبه کنیم ;) موفق باشی

پاسخ

مرتضی Reply:

سلام
قدم رنجه فرمودین امین خان .
شکسته نفسی می فرمایید :دی

پاسخ

نیما

۲۱م ,اسفند, ۱۳۸۷ در ۸:۰۲ ب.ظ

سلام
جالب بود تا آخرش خوندم :دی

پاسخ

مرتضی Reply:

سلام
خیلی خوش اومدید
نظر لطف تونه

پاسخ